خطبه آتشین امام حسین علیه السّلام در برابر صف دشمن‏
امام حسین علیه السّلام (صبح عاشورا) بر شترش- و به قولى بر اسبش- سوار شد و مقابل صف دشمن آمد، فرمود: ساکت شوید، آنها پس از مدّتى ولوله، سکوت کردند، پس از حمد و ثناى الهى و درود بر محمّد صلى اللَّه علیه و آله و سلم و فرشتگان و پیامبران و رسولان با بیانى شیوا و رسا به موعظه دشمنان پرداخت، سپس فرمود:
تبّا لکم ایّتها الجماعة و ترحا حین استصرختمونا و الهین فاصرخناکم موجفین مستعدّین، سللتم علینا سیفا لنا فی ایمانکم، و حششتم علینا نارا اقتدحناها على عدوّنا و عدوّکم البا على اولیائکم و یدا علیهم لاعدائکم، بغیر عدل افشوه فیکم، و لا امل اصبح لکم فیهم.
فهلّا لکم الویلات، ترکتمونا؟ و السّیف مشیم، و الجأش ضامر، و الرّأى لما یستصحف، و لکن اسرعتم الیها کطیر الدّبا، و تداعیتم الیها کتهافت الفراش، فسحقا لکم یا عبید الامة، و شرار الاحزاب، و نبذة الکتاب، و محرّفى الکلم، و عصبة الآثام، و نفثة الشّیطان، و مطفئ السّنن أ هؤلاء تعضدون، و عنّا تتخاذلون؟
اجل، و اللَّه غدر فیکم قدیم، و شجت الیه اصولکم، و تأزّرت علیه فروعکم، فکنتم اخبث ثمر شجى للنّاظر، و اکلة للغاصب الا و انّ الدّعىّ بن الدّعىّ قد رکز بین اثنتین، بین السّلّة و الذّلّة، و هیهات منّا الذّلّة، یأبى اللَّه لنا ذلک و رسوله و المؤمنون، و حجور طابت و حجور طهرت، و انوف حمیّة، و نفوس ابیّة من ان تؤثر طاعة اللّئام على مصارع الکرام. الا و انّى زاحف بهذه الاسرة مع قلّة العدد و خذلان النّاصر.
 (1) مرگتان باد اى گروه کوفیان! و غم و اندوه یارتان، اى شما که حیرت‏زده دست فریادرسى به سوى ما دراز کردید، و ما با شتاب و آمادگى به یارى شما برخاستیم، ولى شمشیرى را که طبق سوگندهایتان مى‏بایست به نفع ما بکشید به روى ما کشیدید، و آتشى بر ما افروختید که آن را براى دشمنان مشترکمان افروخته بودیم، و به نفع دشمنانتان، دست بر دوستانتان بالا بردید، آن دشمنانى که نه عدالتى در میان شما به اجرا نهاده‏اند، و نه امید به آینده بهترى به آنان بسته‏اید. آیا شما شایسته بلاها نیستید که ما را ترک و رها کردید؟! زمانى که شمشیرها در نیام، و دلها آرام، و فکرها بى‏تشویش بود، ولى شما آشوب به راه انداختید و همانند ملخهاى ناتوان، خیز برداشتید، و همچون پروانه (پرسوخته) به حرکت در آمدید خاک ذلّت بر سرتان باد! اى بردگان کنیززاده (یزید) و بردگان رانده‏شدگان احزاب، و رهاکنندگان کتاب (قرآن) و تغییر دهندگان گفتار حق، و جمعیّت گناهکار، و آبستگان شیطان، و نابودکنندگان سنّتهاى الهى. (1) آیا شما یار و بازوى این فرومایگان شدید و از ما دورى مى‏کنید؟! آرى! سوگند به خدا نیرنگ شما از قدیم بوده است، و سرشت و بنیاد شما از روى نیرنگ پى‏ریزى شده است، و نسل‏هاى شما بر روى همین اساس پلید روییده شده‏اند، شما ناپاکترین میوه همین درخت هستید، که همچون استخوان در گلوى باغبان مى‏باشید، امّا براى غاصبان میوه گوارا هستید.
شگفتا! زنازاده فرزند زنازاده مرا بین یکى از دو چیز مجبور کرده است، بین مرگ و ذلّت (تسلیم) و هیهات که ما ذلّت و خوارى را بپذیریم، دامن‏هاى پاک، و اصالت و شرافت خاندان، همّت والا و عزّت نفس ما هرگز به ما اجازه نمى‏دهند که اطاعت فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح دهیم.
آگاه باشید! من با این یاران اندک، و بسیارى دشمن و پیمان‏شکنى و کارشکنى یاران و دوستان، راه خود را انتخاب کرده‏ام، و تا سر منزل مقصود به دنبال آن خواهم رفت.
سپس امام حسین علیه السّلام گفتار خود را به اشعار «فروة بن مسیک مرادى» [از شاهزادگان جاهلیّت که اسلام را پذیرفت و در سال 30 ه ق در کوفه جان سپرد] وصل کرد و چنین خواند:
             فان نهزم فهزّامون قدما                  و ان تغلب فغیر مغلّبینا
             و ما ان طبّنا جبن و لکن                منایانا و دولة آخرینا
             اذا ما الموت رفع عن اناس             کلا کله اناخ بآخرینا
             فافنى ذلکم سردات قومى             کما افنى القرون الاوّلینا
             فلو خلد الملوک اذا خلدنا                و لو بقى الکرام اذا بقینا
             فقل للشّامتین بنا افیقوا                سیلقى الشّامتون کما لقینا
 «اگر شکست دهیم ما از روزگار قدیم، دشمن شکن هستیم، و اگر شکست خوردیم در حقیقت شکست خورده نیستیم. (1) بیم و ترس زیبنده ما نیست، ولى حکومت ستمگران جز با مرگ ما مقرون نمى‏باشد.
در این هنگام مرگ به گروهى اکتفا نکند، بلکه چنگال خود را به سینه گروه دیگرى فرو خواهد کرد، و شتر مرگ بر در خانه دیگران نیز خواهد نشست.
بزرگان قوم مرا، مرگ به کام خود کشید، همچنان که پیشینیان را فانى نمود.
اگر شاهان جاودانه بودند، ما نیز جاوید مى‏ماندیم، و اگر شخصیتهاى کریم و بزرگوار باقى مى‏ماندند، ما نیز باقى مى‏ماندیم.
به شماتت‏کنندگان و سرزنشگران ما بگو که بیدار شوید، آن چه به ملاقات ما آمد به سراغ شماتت‏کنندگان نیز خواهد آمد.»
ثمّ ایم اللَّه لا تلبثون بعدها الّا کریث ما یرکب الفرس حتّى تدور بکم دور الرّحى، و تقلقل بکم فلق المحور عهد عهده الىّ ابى عن جدّى صلى اللَّه علیه و آله و سلم. فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکاءَکُمْ، ثُمَّ لا یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً، ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لا تُنْظِرُونِ، «ثمّ فَکِیدُونِی جَمِیعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ- إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّی وَ رَبِّکُمْ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِیَتِها إِنَّ رَبِّی عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» «1» اللّهمّ احبس عنهم قطر السّماء، و ابعث علیهم سنین کسنى یوسف، و سلّط علیهم غلام ثقیف یسقیهم کأس مصبرة، و لا یدع فیهم احدا الّا قتلة بقتلة، و ضربة بضربة، فانّهم کذّبونا و خذلونا و انت رَبَّنا، عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنا، وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ،
 (1) سوگند به خدا پس از آن (کشتن ما) باقى نخواهید ماند، جز به مقدار زمانى که یک اسب سوار به دور آسیاب مى‏گردد، و در محور آن مى‏چرخد، این عهدى است که پدرم از جدّم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم به من رسانده است.
بنا بر این اندیشه و تصمیمتان را با همیارانتان، روى هم بریزید، تا اقدام شما پس از آن، موجب اندوه و ندامت شما نگردد، سپس در باره من بى‏درنگ قضاوت کنید، و همه شما تصمیم خود را در باره من به سرعت اجرا نمایید، من بر خدا پروردگارم و پروردگار شما توکّل کرده‏ام، هیچ جنبنده‏اى نیست مگر اینکه خدا بر آن تسلّط دارد، چرا که پروردگار من بر راه راست است.
خدایا! از فرستادن باران رحمتت بر اینها خوددارى کن، و همانند زمان یوسف علیه السّلام خشکسالى و قحطى را نصیبشان گردان، و مردى از طایفه ثقیف «1» را بر آنان مسلّط فرما تا با جام آبى تلخ و زهرآگین سیرابشان کند، از اینان کسى را رها نکن، مگر آنکه در مقابل هر کشته و مجروحى از ما، کشته و مجروحشان گردانى، چرا که آنها ما را تکذیب کردند، و با حیله‏گرى ما را تنها گذاشتند، تو پروردگار مایى و توکّل بر تو است، به سوى تو بازمى‏گردیم، و به جانب تو روى مى‏آوریم؟ «2»

اللهوف علی القتلی الطفوف (غم نامه کربلا)         125